سيد محمد باقر برقعى
62
سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي )
برگرد از سكوت از باغِ شبزده از انحناى شانهء پاييز در شهر ديدنى چشمت بار دگر به زندگىام ، گل ، اميد ، عشق رنگ سحر بريز ! با پَراو كوه پراو « 1 » مفهوم آشكار سرافرازى غولِ سترگِ سينهء تاريخ سربند ، بسته گرد سر از برف چون بغضِ ساليان ستم ، از گلوى خاك آماس كرده است . او شاهد حضور مهِ پيش پاى خود در حلقهء محاصرهء گرگ روز عَرَقفشانى دهقان او را ، در معرض نگاه و عطرِ نان ساجى
--> ( 1 ) - پراو : كوهى سربلند و برفگير در غرب ايران و در شمال كرمانشاه است .